محمد باقر النجفي
17
مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )
هر چه در آيات قرآن تأمّل كردم ، به هيچ روى مفهوم تجاوز و تلاش براى اعمال قدرت و گسترش سلطهء حاكميّت نهفته نيست . وقتى مىگويد : لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ « 1 » . دعوت مسلمان بهجهاد با نفساست ؛ تا درقبال آزار مشركان ، به خويشتندارى و پرهيز از خشم ونفرت ونزاع روى آورند . پساى پيامبر : وَ اصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ وَ . . . . « 2 » ولى وقتى قريشىها ، متعصّبانه و جاهلانه ، اصل هميشه جاويد لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ « 3 » را تحمّل نكردند و نخواستند اصل باارزش لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ را پذيرا شوند ، صِرف پرستش بتها را فرو نهاده و آزار و ستم و جمعكردن قبايل و تحريك و تهييج متعصّبانه را پيش گرفتند و به تعقيب و تهديد و كشتار اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله شدّت بخشيدند ، حقّ دفاع مشروع در واژهء جهاد نمايان شد ؛ جهاد با كسانى كه مورد حمله قرار مىگيرند و ستم مىكشند و به ناحق از خانهها و شهرهايشان بيرون رانده مىشوند . « 4 » و هيچ تصريحى در قرآن وجود ندارد كه مفهوم دفاع را در جهاد تا آن حد توسعه دهد تا مقتضى آن ، توسعهء حكم جهاد به معنى توسعهطلبى و وادار كردن مردم به پذيرش اجبارى اسلام باشد ؛ برعكس هر چه در قرآن آمده ، شكيبايى و خويشتندارى در قبال اذيّت و آزار متعصّبان نظام جهل و زور است . سپس دعوت به خردمندى ، علم ، فكر و عمل درست با صبورى فرد و جامعه براى دعوت عارفانه و حكيمانه و موعظهء نيكو . البتّه اگر در قبال چنين تسامح و تساهلى ، متعصّبان زور و جهل به تهاجم پرداختند ، آنگاه مسلمانان مجاز به دفاع هستند . مفهوم دفاع خردمندانه با مضمون همهء آيات جهاد و نيز مدلولهاى تاريخى آن در سيرهء پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مطابقت دارد . در تمام اين آيهها به تعبير مُفسّر الميزان ، اين شرط كه در جهاد « از هر تعدّى و ظلم و جفايى پرهيز شود » ، وجود دارد . اگر تعدّى و ظلم در كار نيست ، جهاد ، دفاع و تلاشى براى صلح است ؛ نتيجهاى كه مستندات تاريخى آن را در مدينهشناسى مطرح كردهايم .
--> ( 1 ) . كافرون : 6 ( 2 ) . مزّمّل : 10 ( 3 ) . كافرون : 2 ( 4 ) . حج : 40